10 ماهگی
عشق من سامیار گلم 10 ماه گذشت ازاومدنت به زندگیمون وچه شیرین وخواستنی کردی این روزگارو واسه ما قلب من خیلی بزرگ شدی دیگه تقریباً همه چیز می خوری و عاشق ماستی شدی نفس بابا امیر مثل جوجه میچسبی به بابا و وقتی میگم بیا بغلم خودتوجمع میکنی تو بغلش بعد از چند روز تکرار امروز تا لیوان آب ومیدیدی می گفتی آپ یک سره میگیرم اآغونه، آآبونه، آبون
نویسنده :
مامان میترا
22:55


